اول:

تقریبا حوالی یک سال پیش بود در اداره مشغول به کار بودم که تلفن زنگ خورد پشت خط شخصی با صدای بلند حادثه ای را اطلاع می داد بطوری که من با فاصله چند متری کاملا صحبت های فرد پشت خط را متوجه می شدم.
کارگری از طبقه پنجم ساختمان رو به اتمامی به درون چاله آسانسور سقوط و درجا فوت کرده بود. پس از پایان تماس سریعا یکی از همکارانم جهت بررسی موضوع به محل حادثه اعزام شد.
روز بعد از کارشناس مربوطه جزییات حادثه را جویا شدم،‌ ایشان گفتند سریعا به محل حادثه رفتم کارگر بخت برگشته بطور فجیعی فوت کرده بود و همه شواهد نشان می داد که متوفی در اثر سقوط فوت کرده و براساس وظایف کارشناسی تحقیق محلی را شروع کردم که مشخص شد کارگر تنها ۳۲ سال و سه فرزند داشت که متاسفانه تنها پس از دو روز کار در پروژه فوت کرده بود.
پرداخت هزینه های دیه مخصوصا دیه فوت بقدری سنگین است که کمتر کارفرمایی از عهده ی پرداخت خسارت آن بر می آید و کارفرمای این پروژه چون قبلا حادثه ی مشابهی را در پروژه ی یکی از دوستان خود دیده بود، در همان ابتدای کسب پروانه بیمه نامه ی کاملی را برای خود خریداری کرده بود.

چند نکته مهمی که قابل تامل است عبارتست از :
– یک کارفرما ضریب سود و درآمدش از پروژه ها چقدر است که هر از گاهی با یک حادثه بتواند از جیبش جبران خسارت کند؟
– کارفرمایی که پرداخت حق بیمه زیر ۱ میلیون تومان را پرداخت نمی کند چگونه می تواند از عهده جبران خسارت دیه روز بر آید؟
– متاسفانه پس از فوت کارگر که در اغلب موارد تامین کننده ی خانواده است، ضربه ی جبران ناپذیری را خانواده وارد می سازد که با پرداخت غرامت می توان تا حدی از فروپاشی خانواده و فشار بر روی آنها کم کرد.

دوم:

حدودا ۵ ماه پیش بود که آقای میانسالی برای مشاوره در مورد بیمه نامه ای که برای کارگاه خود می خواست به نزد بنده آمدند. پس از صحبت با ایشان متوجه شدم که به همراه پسرش کارگاه برش چوبی با ۶ نفر کارگر دارد.
یکی از طرح های مناسب را برای ایشان تایید و صادر کردم و طبق معمول از ایشان درخواست کردم که بیمه نامه را به دقت مطالعه نمایند و در صورتی که هر بخشی از بیمه نامه متناسب با پروژه ی آنها نبوده با بنده طی یک هفته تماس بگیرد. حدودا ده روز از صدور بیمه نامه نگذشته بود که ایشان با بنده تماس گرفتند و با اضطراب اعلام کردند که دست یکی از کارگرانشان قطع شده است و مرتب تکرار می کردند که حالا باید چی کار کنم، بیچاره شدم و …
بنده پس از دعوت ایشان به خونسردی عرض کردم، دست قطع شده را بر روی قسمت برش خورده فشار داده و فرد حادثه دیده را به یکی از بهترین و تخصصی ترین مرکز پیوند اعضاء اعزام کنند.
با اعزام کارگر حادثه دیده به یک بیمارستان خصوصی درجه یک و عمل جراحی یک پزشک حاذق، دست قطع شده کارگر پیوند زده شد و مشکل نقص عضو او از بین رفت.
با این فرایند یک حلقه برد – برد ایجاد شد:
– برد اول کارگر بود که دچار نقص عضو نشد و به داشتن کارفرمایی که سلامت او برایش مهم است افتخار می کرد. برای او اقدام کارفرمایش که او را تحت نظر بهترین پزشک در بهترین بیمارستان مداوا کرد، بسیار ارزشمند بود.
– برد دوم کارفرما بود چرا که نقص عضو کارگرش به صورت مطلوب التیام یافت و توانست با آرامش مجددا فعالیت را از سر بگیرد.
– برد سوم نیز، برد شرکت بیمه بود چرا که اگر کارگر درمان نشده بود و دچار نقص عضو می شد چندین برابر هزینه پزشکی پیوند عضو را بعنوان دیه قطع و تقص عضو باید پرداخت می کرد.
– و مهمترین بخش حادثه جایی بود که بدون نیاز به شکایت کارگر از کارفرما کلیه هزینه ها جبران شد و پس از طول دوره درمان بدون بروز هیچ درگیری و مشکلی کارگر حادثه دیده در شغل قبلی خود با احتیاط بیشتر مشغول به کار شد.

فرم های پیشنهاد بیمه های مسئولیت را از اینجا دانلود کنید